محمد مهريار
56
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
قلت نزولات آسمانى از يكسو و از سوى ديگر چرانيدن و ضايع كردن پوشش گياهى و جنگلى و استفادهء ناروا از مراتع دايما بارندگى كمتر شده و جمعيت نيز كمتر و زراعت و اقتصاد هم به تبع آن ناقص و ناپسند و ناروا شده است . « 1 » بههرحال از نام ديههاى كهن در اين دهستان همچون ارجك ، ارزنه ، امروره ، برز و جوزدان و رومند آشكار مىشود كه اين ناحيه از مراكز كهن و تمدن و حضارت ايران بوده است . چون هرچه كهن است نام كهنه دارد و نام كهنه دليل كهنه بودن محل است . حالا كه آبادى و شكوفايى از اين محل رخت برمىكشد ، براى ما از آن تمدن و سابقه همين نام ديهها باقى مىماند كه به آن مىپردازيم . ببينيم نام اينها به ما چه مىگويد . واژهشناسى : آرند بهطورى كه در بادى نظر آشكار است از سه جزء « آ + ر + ند » تركيب شده ، جزء اول « آ » تخفيف يافتهء « او » ( Ow ) يعنى واژهء اصيل اوستايى به معناى آب است و تعداد بسيارى از ديهها به همين صورت نامبردار مىباشند مثل آچك و آشجرد و اجگرد و غيره و غيره « 2 » و جزء دوم حرف « ر » هموند است كه در امثلهء متعدد ديدهايم پس از واژهء « أ » براى تخلص دشوارى تتابع حروف مصوته در كلمه داخل مىشود چنان كه در موارد اوره ، هوره ، اورگان ، اروجن ، ارونه و بسيارى امثلهء ديگر ديدهايم و جزء سوم « ند » پسوند است كه گاهى با « واو » و گاهى بى « واو » ديده مىشود مثل آوند و هرند و امثال آن . بنابراين آرند يعنى جايى كه آب دارد و بايد توجه داشت كه وقتى كه قبيلهء آريايى مىگويد جايى كه آب دارد ، مقصود اين نيست كه رودخانهاى بزرگ از اينجا جريان پيدا مىكند ؛ او مثل بسيارى ديگر از همنژادان خود در جستوجوى آب است ، آب زيرزمين و مىخواهد با كلنگ از زير زمين آب درآورد مثل صدها ديه كوچك همين محل . از اين جهت مىگويند كه اينجا آرند است . يعنى اگر بخواهى قنات حفر كنى اينجا آب دارد . اين نكته بايد دانسته شود تا كس نگويد در سرزمين خشكزار چرا جايى را آرند مىگويند .
--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان نايين و علت تسميهء آن در همين فرهنگ . ( 2 ) - براى اطلاع از خصوصيات جامعهشناسى نايين و ديههاى آن . ن . ك . به : عنوان نايين و ساير عناوين مربوط به آن در همين فرهنگ .